شيخ ذبيح الله محلاتى
58
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بسى كام او تلخ و ناگوار و چه سخت است اضطراب و قلق او در اطراف ليل و نهار شبهاى او طولانى و روزهاى او كم و كوتاه البتّه شدت و وحشتش بسيار و انس و الفت او بناله و ديدهء اشكبار مىباشد مادران فرزندمرده بسى دورند از نشاط و سرور و چه بسيار نزديكاند بقلبهاى مصيبتزده و مهجور . ) بانوئى كه دو پسر و شوهرش در يك روز تلف شدند در لئالى الاخبار حديث كند از ذو النون مصرى كه گفت من هنگامى كه مشغول طواف بودم بناگاه ديدم زنى را كه چون قمرى مىنالد و اين ابيات مىخواند : صبرت و كان الصبر خير مطية * و هل جزع منى بمجد فاجزع صبرت على ما لو تحمل بعضه * جبال برضوى اصبحت تتصدع ملكت دموع العين ثم رددتها * الى ناظرى و العين فى القلب ندمع ذو النون مىگويد من نزديك رفتم گفتم اى جاريه چه مصيبتى بر تو وارد شده كه چنين مىنالى و مىگويى صبر كردم چون صبر بهتر مركب هموارى است و هرگز بىقرارى و جزع فايدتى ندارد صبر كردم بر چيزى كه اگر بعض آن را بر كوههاى رضوى مىگذاشتهاند صبح مىكرد در حالتى كه از هم پاشيده بود . اشك خودم را ضبط كردم بعد به طرف مقابل خود نظر انداختم ولى چشم قلبم گريان است آن كدام مصيبت است كه بر تو وارد شده است گفت اى بندهء خدا مرا دو پسر بود كه در پيش من مشغول بازى بودند پدر ايشان گوسفندى ذبح كرد يكى از پسران من آن ديگرى را گفت مىدانى پدر ما امروز چه كرده است گفت چه واقع شده است گفت گوسفند ما را ذبح نمود آن برادر گفت چگونه او را ذبح كرد گفت بيا تا به تو نشان بدهم پس با شفره سر برادر خود را بريد و فرار كرد ساعتى نگذشت پدر ايشان داخل شد من قصه آن دو پسر را شرح دادم گفتم اكنون شتاب گير ببين بكجا رفت مبادا خود را تلف كند .